آموزش لغات انگلیسی

لغات و اصطلاحات حقوقی انگلیسی در دادگاه + جملات کاربردی

اگر وکیل، سردفتر، دانشجوی حقوق، مترجم یا قاضی هستید، یادگیری واژگان حقوقی انگلیسی می تواند به شما در زندگی حرفه ای کمک کند. در این درس، واژگانی را برای دادگاه یاد خواهید گرفت.

Accuse
متهم کردن

.If you accuse someone, you are suggesting that someone committed a crime
اغلب در جملات مجهول برای توصیف وضعیت کسی که متهم شده یا متهم به چیزی است استفاده می شود.

.The policeman accused him of mugging the old lady
پلیس او را متهم به دزدی بانوی مسن کرد.

Advocate
مدافع

.The advocate is the name used for the professional who speaks on behalf of the accused in court
وکیل نامی است که برای حرفه ای استفاده می شود که از طرف متهم در دادگاه صحبت می کند.

.Her advocate spoke well in court but to no avail
وکیل او در دادگاه خوب صحبت کرد اما فایده ای نداشت.

Appeal
درخواست

.To apply to a higher court to change a lower court’s decision
درخواست از دادگاه بالاتر برای تغییر تصمیم دادگاه پایین تر.

.The evidence was clear in this case. We are going to have to appeal
شواهد در این مورد روشن بود. ما باید تجدید نظر کنیم.

Arrest
دستگیری

To take someone who allegedly broke the law into police custody. It is usually used in the passive.
برای دستگیری فردی که گفته می شود قانون را زیر پا گذاشته است. معمولاً در حالت غیرفعال استفاده می شود.

The hotel owner was arrested last night for trespass.
صاحب هتل دیشب به دلیل تخلف دستگیر شد.

Barrister
وکیل دادگستری

A barrister is a specialist lawyer working in the UK and in some commonwealth countries who offers specialist advice to solicitors and litigates in the Crown Court and higher courts.
یک وکیل دادگستری یک وکیل متخصص است که در بریتانیا و در برخی از کشورهای مشترک المنافع کار می کند و مشاوره تخصصی به وکلا و دعاوی در دادگاه تاج و تخت و دادگاه های عالی ارائه می دهد.

.The solicitor instructed the barrister on the Mosley case
وکیل به وکیل دادگستری در مورد پرونده موسلی دستور داد.

Charge
متهم کردن

.To formally accuse someone of a crime
برای متهم کردن رسمی کسی به جرم

.The police charged him with common assault this morning
پلیس او را به حمله مشترک صبح امروز متهم کرد.

Case
مورد

.A case is the term for a legal action—something that may be decided on in court
پرونده اصطلاحی برای یک اقدام قانونی است – چیزی که ممکن است در دادگاه درباره آن تصمیم گیری شود.

.The Crown Prosection Service had built a strong case against the mugger
سرویس حفاظتی تاج و تخت پرونده محکمی علیه این قاتل تشکیل داده بود.

Civil law
قانون مدنی

.Any part of the law that is not criminal law is covered by civil law. It is related to the rights of individuals and organizations
هر بخشی از قانون که قانون جزایی نباشد مشمول قانون مدنی می شود. به حقوق افراد و سازمان ها مربوط می شود.

.She practices civil law and works in the personal injury department of a large law firm
هر بخشی از قانون که قانون جزایی نباشد مشمول قانون مدنی می شود. به حقوق افراد و سازمان ها مربوط می شود.

Courtroom
دادگاه

.The room where a court case is head
اتاقی که یک پرونده قضایی در آن اداره می شود.

.The hearing will be in courtroom six in ten minutes
جلسه شش دقیقه دیگر در دادگاه برگزار می شود.

Crown Court
دادگاه جنایی

.The court where serious criminal cases are heard
دادگاهی که در آن پرونده های جنایی جدی رسیدگی می شود.

.The case has been listed to be heard in the Crown Court in April
این پرونده برای رسیدگی در ماه آوریل در دادگاه جنایی فهرست شده است.

Criminal law
قانون کیفری

.The law that punishes criminals and people who have committed offences that negatively affect society as a whole
قانونی که مجرمان و افرادی را که مرتکب تخلفاتی شده اند مجازات می کند که بر کل جامعه تأثیر منفی می گذارد.

.She practices criminal law. Right now she’s working on a manslaughter case
او قانون کیفری را انجام می دهد. در حال حاضر او روی یک پرونده قتل عمد کار می کند.

Defendant
مدافع, خوانده , وکیل مدافع متهم , متهم

.The person who has been accused of a crime. This word is used in court procedure specifically
شخصی که متهم به جرم شده است. این کلمه به طور خاص در دادرسی استفاده می شود.

.The defendant is accused of dangerous driving
خوانده , متهم به رانندگی خطرناک است.

Evidence
شواهد و مدارک

.The material used by the prosecution to build a case against the accused
مواد مورد استفاده دادسرا برای تشکیل پرونده علیه متهم.

.There is enough evidence to convict him
شواهد کافی برای محکومیت او وجود دارد.

Fine
جریمه

.An amount of money that you have to pay if convicted of a minor crime
مقدار پولی که در صورت محکوم شدن به جرم جزئی باید بپردازید.

.I received a parking ticket and have to pay a fine
من یک بلیط پارکینگ دریافت کردم و باید جریمه بپردازم.

Guilty
گناهکار

The court finds you guilty if they can prove that you committed a crime. After a criminal trial, someone is “found guilty” or “found not guilty”.
اگر ثابت کنند که شما مرتکب جرم شده اید، دادگاه شما را مجرم می داند. پس از یک محاکمه جنایی، شخصی “گناهکار شناخته شد” یا “بی گناه شناخته شد”

.He was found guilty by the jury and will probably be imprisoned
او توسط هیئت منصفه مقصر شناخته شد و احتمالاً به زندان خواهد افتاد.

Illegal
غیر مجاز

.Anything deemed to be against the law is considered illegal
هر چیزی که خلاف قانون تشخیص داده شود غیرقانونی تلقی می شود.

.It is illegal to commit a crime
ارتکاب جرم غیرقانونی است.

Judge
قاضی

.The person who makes the final decision in a legal case
شخصی که در یک پرونده حقوقی تصمیم نهایی را می گیرد.

.My father is a judge. He works in the Crown Court
پدر من قاضی است. او در دادگاه سلطنتی کار می کند.

Jury
هیئت داوران

The group of citizens in some criminal trials who decide whether a person is guilty or not guilty of the crime they’re accused of. In England and Wales, a jury consists of 12 people.
گروهی از شهروندان در برخی محاکمات جنایی که تصمیم می‌گیرند که آیا فردی در جرمی که متهم است مجرم است یا نه. در انگلستان و ولز، هیئت منصفه متشکل از ۱۲ نفر است.

.The jury deliberated for one hour and found the defendant not guilty
هیئت منصفه یک ساعت بحث کرد و متهم را بی گناه تشخیص داد.

Lawyer
وکیل

.Someone who practices law. It used to describe barristers and solicitors in the UK
کسی که وکالت می کند. این برای توصیف وکلا و وکلای دادگستری در بریتانیا بود.

.My firm has six lawyers, including three contract lawyers, a criminal lawyer and a couple of civil law lawyers
شرکت من شش وکیل دارد، از جمله سه وکیل قراردادی، یک وکیل جنایی و چند وکیل حقوق مدنی.

Magistrates Court
دادگاه بدوی

The Court of First Instance in the United Kingdom for criminal cases. There are typically three magistrates who volunteer their time to hear cases.
دادگاه بدوی در انگلستان برای پرونده های جنایی. معمولاً سه قاضی هستند که داوطلبانه وقت خود را برای رسیدگی به پرونده ها اختصاص می دهند.

.The case was first heard at the Magistrates Court
این پرونده ابتدا در دادگاه عالی رسیدگی شد.

Plea
ادعا

.The defendant either pleads “guilty” or “not guilty” for a crime they’re accused of
متهم برای جرمی که به آن متهم شده است یا «گناهکار» یا «بی گناه» اعتراف می کند.

.He didn’t steal anything, so he will plead not guilty
او چیزی ندزدیده است، بنابراین او بی گناه است.

Prosecutor
دادستان

.The lawyer for the state who is trying to prove that the accused committed the crime
وکیل ایالتی که تلاش می کند ثابت کند که متهم مرتکب جرم شده است.

.Be prepared. The prosecutor will ask you many questions
آماده باش دادستان سوالات زیادی از شما خواهد پرسید.

Sue
شکایت کردن

.To start legal proceedings against someone in order to receive compensation for damages
برای شروع پیگرد قانونی علیه شخصی به منظور دریافت غرامت خسارت.

.After he was injured, he decided to sue his boss over the unsafe work environment
پس از مجروح شدن، تصمیم گرفت از رئیسش به خاطر محیط کار ناامن شکایت کند.

Verdict
حکم, قضاوت , رای

.The final decision in the courtroom as to whether or not the defendant is guilty or not guilty
تصمیم نهایی در دادگاه مبنی بر مجرم بودن یا نبودن متهم.

The jury foreman read the final verdict: guilty
سرپرست هیئت منصفه حکم نهایی را خواند: مجرم

Warrant
حکم , حکم بازداشت

.An official document from the court instructing the police to do something
یک سند رسمی از دادگاه که به پلیس دستور می دهد کاری انجام دهد.

.You may also often hear the term “search warrant,” which gives the police permission to search someone’s property for evidence
همچنین ممکن است اصطلاح «حکم جستجو» را بشنوید که به پلیس اجازه می‌دهد اموال شخصی را برای یافتن شواهد جستجو کند.

.There’s a warrant out for his arrest
حکم بازداشت او صادر شده است.

Witness
شاهد

.A person who saw the crime occurring and who must describe what they saw or heard to the police and any other interested parties
شخصی که شاهد وقوع جرم بوده و باید آنچه را که دیده یا شنیده است برای پلیس و سایر افراد ذینفع شرح دهد.

.There were several witnesses to the theft
چندین شاهد دزدی بودند.

جمع بندی و نتیجه گیری

در این مقاله سعی شد لغات ضروری و پایه ای که وکلای عزیز باید بدانند به طور اختصاصی در قالب جمله بیان شد چون همانطر که همیشه گفته ام یادگیری لغات بدون بدون جمله سازی هیچ فایده ای نخواهد داشت.

امیدوارم از آموزش هرچه بیشتر لذت ببرید.

 

۵/۵ - (۱ امتیاز)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا