آموزش مکالمه

اصطلاحات و مکالمات پزشکی زبان انگلیسی رایج در بیمارستان ها

اگر یک پرستار هستید، فرصت های زیادی برای استفاده از زبان انگلیسی دارید! چه در حال استفاده از یک کتاب مرجع یا درمان یک بیمار انگلیسی زبان باشید، این کلمات برای شما مناسب است.

این پست بر اساس یک موقعیت سازماندهی شده است، بنابراین می توانید به قسمتی بروید که بیشتر به شما مربوط است!

توی این پست لیستی از مهمترین لغت‌های مربوط به صنعت پرستاری و خدمات درمانی به انگلیسی رو براتون آماده کردیم. لغت‌های این لیست از کتاب راهنمای شغلی که توسط وزارت کار ایالات متحده امریکا منتشر شده، گلچین شدن.

در انتهای لیست هم چند پیشنهاد کاربردی رو براتون آماده کردیم تا بهتون کمک کنیم دانش لغت خودتون در زمینه خدمات درمانی به انگلیسی یا Treatment services رو بیشتر و بیشتر بهبود بدید.

Health Habits
عادات بهداشتی

Vocabulary for Checkups
واژگان برای چکاپ

Vocabulary for Diseases and Treatment
واژگان بیماری ها و درمان

 Health Habits
عادات بهداشتی

Aerobics: exercise that increases one’s dependence on oxygen
ایروبیک: ورزش هایی که وابستگی فرد به اکسیژن را افزایش می دهد

Calorie: the amount of energy needed to increase the heat of 1g of water by 1 degree Celsius
کالری: مقدار انرژی مورد نیاز برای افزایش حرارت ۱ گرم آب به میزان ۱ درجه سانتیگراد

Diet: to restrict the foods that you eat for a period of time, usually to lose weight
رژیم غذایی: برای محدود کردن غذاهایی که برای مدتی می خورید، معمولاً برای کاهش وزن

Excess: having too much of something
زیاده روی: زیاد بودن چیزی

Function: what something can be used for
تابع: چیزی که می تواند برای آن استفاده شود

Growth: irreversible increase in the mass and height of an organism
رشد: افزایش غیر قابل برگشت در جرم و ارتفاع یک موجود زنده

Gymnasium: a place with various equipment for physical training
سالن بدنسازی: مکانی با وسایل مختلف برای تربیت بدنی

Gym: short for gymnasium
Gym: مختصر Gymnasium

Habit: something that a person does out of custom
عادت: کاری که انسان از روی عرف انجام می دهد

Harmful: something that can cause damage
مضر: چیزی که باعث آسیب شود

Health: a state of well-being, without disease
تندرستی: حالتی از رفاه، بدون بیماری

Hygiene: practices that contribute to disease prevention, particularly with sanitation and cleanliness
بهداشت: اقداماتی که به پیشگیری از بیماری کمک می کند، به ویژه با رعایت بهداشت و نظافت

Nutrition: the process of eating the right balance of foods to provide your body with enough energy
تغذیه: فرآیند خوردن متعادل غذاها برای تامین انرژی کافی بدن شما

Over-the-Counter Drugs: medications you can buy without a prescription
داروهای بدون نسخه: داروهایی که می توانید بدون نسخه بخرید

Posture: the position of the body
وضعیت بدن: وضعیت بدن

Respiration: the act of breathing
تنفس: عمل تنفس

Working out: exercise
ورزش کردن: ورزش کردن

Vocabulary for Checkups
واژگان برای چکاپ

Addiction: becoming unable to quit something, i.e. a drug addiction
اعتیاد: ناتوانی در ترک چیزی، یعنی اعتیاد به مواد مخدر

Allergy: a hypersensitive reaction to something
آلرژی: واکنش بیش از حد حساس به چیزی

Ache: a dull but persistent pain
درد: درد کسل کننده اما مداوم

Blood pressure: the pressure that blood exerts of the walls of blood vessels; can be measured quickly to assess health
فشار خون: فشاری که خون بر دیواره رگ های خونی وارد می کند. را می توان به سرعت برای ارزیابی سلامت اندازه گیری کرد

Calcium: the element Ca, which strengthens bones and is used in nerve signaling
کلسیم: عنصر Ca که استخوان ها را تقویت می کند و در سیگنال دهی عصبی استفاده می شود

Clinical trial: research that is done to test how well a health product works, such as a drug or other medical treatment
کارآزمایی بالینی: تحقیقاتی که برای آزمایش میزان عملکرد یک محصول بهداشتی، مانند دارو یا سایر درمان‌های پزشکی انجام می‌شود

Diagnose: to determine what an illness or disease is Disability: when one is not able to perform normally
تشخیص: تعیین بیماری یا بیماری ناتوانی: زمانی که فرد قادر به انجام عملکرد طبیعی نباشد

Hormone: a substance released by a gland that influences the body’s emotions, growth, digestion, and other processes
هورمون: ماده ای که توسط یک غده آزاد می شود و بر احساسات، رشد، هضم و سایر فرآیندهای بدن تأثیر می گذارد.

Immunization: the act of protecting a person from disease
ایمن سازی: عمل محافظت از شخص در برابر بیماری

Insurance: a guarantee by a company or government to pay for certain medical expenses if you have pay a premium beforehand
بیمه: تضمینی است که توسط یک شرکت یا دولت برای پرداخت هزینه های پزشکی خاص در صورت پرداخت حق بیمه از قبل

Prenatal: before birth
قبل از تولد: قبل از تولد

Vital signs: clinical measurements that indicate the state of a patient’s body functions
علائم حیاتی: اندازه گیری های بالینی که وضعیت عملکرد بدن بیمار را نشان می دهد

Weight: the mass of a person
وزن: جرم یک نفر

واژگان برای بیماری ها

AIDS: acquired immune deficiency syndrome; caused by HIV; a very serious immune system disease that often results in death
ایدز: سندرم نقص ایمنی اکتسابی؛ ناشی از HIV؛ یک بیماری بسیار جدی سیستم ایمنی که اغلب منجر به مرگ می شود

Anemia: a deficiency of red blood cells
کم خونی: کمبود گلبول های قرمز

Anorexia: a prolonged starving of the self
بی اشتهایی: گرسنگی طولانی مدت از خود

Antidote: a medicine that reverses the effects of a poison
پادزهر: دارویی که اثرات سم را معکوس می کند

Anxiety: an unpleasant worrying about the future
اضطراب: نگرانی ناخوشایند در مورد آینده

Bacteria: single-celled organisms that can be either beneficial or harmful
باکتری ها: موجودات تک سلولی که می توانند مفید یا مضر باشند

Cure: something that gets rid of a disease or disability
درمان: چیزی که بیماری یا ناتوانی را از بین می برد

Dehydration: not having enough water
کم آبی: نداشتن آب کافی

Depression: a prolonged feeling of helplessness and hopelessness that may be accompanied by hormonal changes in the body
افسردگی: احساس طولانی درماندگی و ناامیدی که ممکن است با تغییرات هورمونی در بدن همراه باشد.

Disorder: when one is affected by an abnormal condition
اختلال: زمانی که فرد تحت تأثیر یک وضعیت غیر طبیعی قرار می گیرد

Fracture: breaking of something, such as bone
شکستگی: شکستن چیزی مانند استخوان

Frenzy: a state of madness or uncontrolled behavior
دیوانگی: حالت جنون یا رفتار کنترل نشده

Hazard: something, including a chemical or activity, that is harmful to someone’s health
خطر: چیزی از جمله یک ماده شیمیایی یا فعالیتی که برای سلامتی فرد مضر است

HIV: the human immunodeficiency virus that causes AIDS; spread through bodily fluids
HIV: ویروس نقص ایمنی انسانی که باعث ایدز می شود. از طریق مایعات بدن پخش می شود

Hyperglycemia: having excess sugar in the blood
هایپرگلیسمی: داشتن قند اضافی در خون

Hypertension: high blood pressure
فشار خون بالا: فشار خون بالا

Infertility: the inability to or difficulty with becoming pregnant and having children
ناباروری: ناتوانی یا مشکل در باردار شدن و بچه دار شدن

Inflammation: a swelling of a body part due to an infection, usually by a virus or bacteria
التهاب: تورم بخشی از بدن به دلیل عفونت، معمولاً توسط ویروس یا باکتری

Influenza: a highly contagious viral disease that resembles a cough; causes fever, aches, and general discomfort
آنفولانزا: یک بیماری ویروسی بسیار مسری که شبیه سرفه است. باعث تب، درد و ناراحتی عمومی می شود

Kidney disease: an inability of the kidney to carry out its normal functions; often a very expensive disease to treat
بیماری کلیوی: ناتوانی کلیه در انجام عملکرد طبیعی خود. اغلب یک بیماری بسیار گران برای درمان است

Lead poisoning: being exposed to toxic lead (an element) and exhibiting symptoms such as impaired memory and loss of muscle control
مسمومیت با سرب: قرار گرفتن در معرض سرب سمی (یک عنصر) و نشان دادن علائمی مانند اختلال در حافظه و از دست دادن کنترل عضلانی.

Metabolism: chemical processes that help a person digest food and maintain life
متابولیسم: فرآیندهای شیمیایی که به فرد در هضم غذا و حفظ زندگی کمک می کند

Pregnancy: having a child developing
بارداری: داشتن فرزند در حال رشد

Prescription: instructions written by a doctor authorizing a patient to be put through a medical treatment
نسخه: دستورالعمل هایی نوشته شده توسط یک پزشک که اجازه می دهد بیمار تحت درمان پزشکی قرار گیرد

Rehabilitation: restoring health after a disease or disability, through training and therapy
توانبخشی: بازیابی سلامت پس از یک بیماری یا ناتوانی، از طریق آموزش و درمان

Sexually Transmitted Infections: diseases that are passed through sexual contact, including HIV
عفونت های مقاربتی: بیماری هایی که از طریق تماس جنسی منتقل می شوند، از جمله HIV

Skin Cancer: an abnormal growth of skin cells that results in harm to the body
سرطان پوست: رشد غیرطبیعی سلول های پوستی که منجر به آسیب به بدن می شود

Sore Throat: pain in the throat caused by a bacteria or virus
گلو درد: درد در گلو ناشی از باکتری یا ویروس

Toxin: a poisonous and harmful substances that causes a negative reaction in the body
سم: ماده ای سمی و مضر است که باعث واکنش منفی در بدن می شود.

مکالمه بیماران

• I need a physical ( من به یک تست بدنی نیاز دارم)

برای انجام آزمایش های روتین پزشکی لغات بسیار مانند Test وجود دارد ، اما هنگامی که در بیمارستان هستید شاید با لغات متفاوتی برخورد کنید. لغت Physical اگر به عنوان اسم به کار رود ، به معنی ازمایش های سالانه پزشکی معنی می شود.

• ?Do I need to have surgery
(نیاز به انجام عمل جراحی دارم؟)

“To have surgery”
به معنی عمل جراحی بر روی بخشی از بدن است. لغت دیگری که بدین معنا به کار می رود “Operation” است.

• That’s a big needle
(عجب آمپول بزرگی)

بسیاری از افراد برای گفتن آمپول از لغت syringe استفاده می کنند ، ولی به یاد داشته باشید این یک اصطلاح تخصصی به حساب می آید. در زبان انگلیسی روزمره و محاوره دو لغت Shot و Needle بسیار پرکاربرد هستند.
?Are you going to give me a shot در این جمله شما از دکتر می پرسید آیا به شما آمپول خواهد زد؟

• “out-patient”
“سرپایی”

شاید در بسیاری از بیمارستان ها شما نیز با اصطلاح جراحی سرپایی آشنا شده اید ، این اصطلاح به عمل هایی گفته می شوند که بیمار شب را در بیمارستان سپری نکرده و پس از عمل جراحی به خانه می رود. “in-patient,” متضاد این اصطلاح بوده و بیمار باید پس از عمل جراحی در بیمارستان بستری شود.

We will schedule you for out-patient surgery next week
ما برای یک عمل سرپایی ، شما را برای هفته بعد آماده می کنیم.

• I had a heart attack last night.
(دیشب حمله قلبی به من دست داد)

حمله قلبی “Heart Attack” به حالتی گفته می شود که چیزی جریان خونه به قلب را مسدود کند که به صورت تخصصی به آن myocardial infarction (سکته قلبی) نیز گفته می شود. در برخی از مناطق نیز آن را “A coronary” نیز می گویند.

• throw up
(بالا آوردن، تهوع داشتن)

برای تهوع داشتن در محاوره ، آن را بالا آوردن نیز می گویند ، لغات بسیاری وجود دارد، Vomit، Throw up و Nausea. که Vomit و Throw Up دو فعل این عمل هستند.

I threw up last night
شب گذشته حالت تهوع داشتم (بالا آوردن)

• Urgent
(ضروری ، اورژانسی)

بسیاری از اوقات هنگامی که حال شما بشدت بد است ، نیاز دارید سریعا پزشک خود را ببینید. در این اوقات از لغت Urgent استفاده می کنند.

It’s urgent that I see a doctor
ضروری است که دکتر را ببینم

• Hurt
(درد داشتن)

وقتی جایی از بدن درد می کند ، معمولا درد بسیار شدید نمی باشد ، ولی باز هم تا حدی دردی وجود دارد که بیمار مجبور است به پزشک مراجع کند. هم معنی دیگر این لغت Ache می باشد که اغلب با ساختارهای این چنین بکار می رود Stomach ache Back ache. با این حال ، این لغات را هم می توانید در ساختار های مشابه Hurt بکار ببرید.

“My arm aches,” or “My stomach hurts”
دست من درد می کند ، یا معده ی من درد می کند.

• Scrape (زخم روی زانو)
تصور کنید از یک بلندی بر روی یک سطح سفت افتاده اید ، زخم هایی که بر روی زانو شما می افتد در زبان انگلیسی Scarpe گفته می شود.

My son scraped his knee
پسر من زانوهایش زخم برداشت

• Scar (زخم)
این لغت به معنی اثر یک زخم بر روی پوست شما است که اثر اولیه بر طرف شده است.

I have a scar on my arm
(زخمی بر روی بازو خود دارم)

• Cut
(بریدن ، زخم)

این لغت دو کاربرد فعل و اسم در جمله دارد با یک مثال هر دو را برای شما توضیح می دهیم. I cut my self ( دست خود را بریدم) در اینجا این لغت به صورت فعل بوده و می گوید دست خود را بریدم. Cut به صورت اسم نیز به معنای زخم است she has a cut on his finger (بریدگی بر روی انگشت او است)

• laceration
(بریدگی عمیق، جراحت)

به زخم هایی که عمیق تر از یک زخم معمولی باشد ، از لغت laceration استفاده می کنند.

He has a laceration on his leg
(او بر روی پای خود جراحتی داشت)

• stitch
(بخیه)

بخیه زدن یا بخیه ، یکی از لغاتی که به دو صورت فعل و اسم بکار می رود.

Do I need stitches? (Noun)
آیا بخیه نیز نیاز دارم؟

My laceration was stitched by the Dr
جراحت من توسط دکتر بخیه زده شد

• Scratch
(خراش)

به بریدگی یا ساییدگی های سطحی روی پوست خراش که هم به صورت Verb و هم به صورت Noun بکار می رود.

“Don’t scratch that mosquito bite.”
اون زخم نیش پشه را نخارون

I got a scratch on my leg when I climbed the fence
وقتی داشتم از نرده ها بالا می رفتم خراشی روی پایم افتاد

• Lump
(توده یا گره)

توده یا گره به تورم بخشی از بدن گفته می شود که سفت تر از بخش دیگر بدن است.

I have a lump in my neck
روی گردن خود توده ای را احساس می کنم.

• bump
(برآمدگی روی سر)

اگر بر روی سر بیمار برآمدی سطحی را مشاهده کردید ، به این برآمدگی در زبان انگلیسی Bump گفته می شود

I bumped my head
سرم باد کرد

• pulled muscle
(گرفتگی یا کشیدگی ماهیچه)

به هر نوع گرفتگی ، سفت شدگی و درد ماهیچه در بدن که در ورزش ایجاد شود، pulled muscle گفته می شود.

I think I pulled a muscle
فکر کنم ماهیچه من کشیده شد.

• Allergic
(حساسیت داشتن به)

این لغت به دو نوع ساخته می شود

I have allergy من حساسیت دارم

I am allergic to
من نسبت به ………. حساسیت دارم

جملات انگلیسی که از کادر درمان شنیده می شود

• roll up
(بالا زدن)

در بسیار از موارد که شما به پزشک مراجعه می کنید ، پزشک از شما می خواهد تا آستین خود را بالا بزنید این اصطلاح به انگلیسی Roll Up می شود که یک فعل عبارتی phrasal verb است.

Please roll up your sleeve
(لطفا آستینت را بالا بزن )

• ?Does this hurt
(آیا درد داری؟)

بسیاری از پزشکان از شما می پرسند آیا درد دارید؟ این جمله در انگلیسی بدین صورت می باشد.

urine sample
• (تست ادرار )

We need a urine sample
به تست ادرار نیازداریم.

• blood sample
(تست خون)

I need to take a blood sample
(من نیاز به تست خون دارم)

• specialist
(متخصص)

بیمار شرایطی دارد که بر اساس آن نیاز به مراجعه به پزشک متخصص یا فوق تخصص دارد

I want you to see a specialist
(میخوام یک متخصص رو ببینم)

• “Cut down” و “Drinking” (کم کردن چیزی) (نوشیدن الکل)

در بسیاری از موارد ، پزشک به شما می گوید مصرف خیلی چیزا رو باید کم کنید. در انگلیسی این واژه Cut down می باشد، You should cut down on drinking ( باید مصرف نوشیدنی الکلی را کم کنید) در زبان پزشکی لغت Drinking اغلب برای مصرف مشروبات الکلی به کار می رود.

• Prescription
(نسخه)

در زبان انگلیسی دو لغت برای نسخه به کار می رود Prescription که لغتی بسیار رسمی بوده و Script که در محاوره از آن استفاده می شود.

I’m going to give you a prescription
من به شما یک نسخه خواهم داد

• Acute
(شدید)

در مراکز درمانی کمتر از لغاتی مانند Sever و bad به منظور درد شدید استفاده می شود در عوض لغت Acute کاربرد بیشتری دارد.

?Is the pain acute

آیا درد شدید است؟

Deteriorating
(بدتر شدن)

در شرایطی که حال و شرایط بیمار در حال بدتر و وخیم تر شدن است از فعل deteriorating استفاده می شود.

His condition is deteriorating
شرایط او در حال بدتر شدن است.

• Benign
(خوش خیم، غیر سرطانی)

در بسیاری از متون و کنفرانس های پزشکی برای تومورها و غددی که سرطانی نیستند از این لغت استفاده می شود.

Your tumor is benign
تومور شما غیر سرطانی (خوش خیم) است

• Bruise
(کبودی)

به هر نوع تغییر رنگ در پوست در زبان انگلیسی bruise گفته می شود

How did you get these bruises
این کبودی ها چگونه بوجود آمدن؟

• Cast
(گج دست یا پا)

در هنگام ایجاد شکستگی یا در رفتگی ، پزشکان آن نقطه از بدن را گج می گیرند.

?How did you get these bruises
این کبودی ها چطور ایجاد شد؟

• Crutches
(عصای زیر بغل)

عصاهایی که در هنگام شکستگی پا زیر بغل می گذارید Crutches می گویند.

We have some crutches you can use.
عصایی داریم که می توانید از ان استفاده کنید.

• “family history” یا family medical history ( تاریخچه پزشکی بیمار)

Please fill out your family medical history.
لطفا اطلاعات تاریخچه پزشکی خود را پر کنید.

مکالمه انگلیسی در بیمارستان پزشک و بیمار

?Doctor: When did you last come in for a physical exam
پزشک: آخرین معاینه بالینی شما چه زمانی بود؟

Patient: I had my last physical two years ago
آخرین معاینه بالینی دو سال پیش بود

?Doctor: Have you had any other exams recently? Blood work, an EKG
آیا تست و آزمایش دیگه ای مانند آزمایش خون ، نوار قلب داشتید؟

Patient: Well, I had a few X-rays at the dentist
خوب ، چند تا عکس تو دندون پزشکی ازم گرفتند.

?Doctor: How have you been feeling in general
در کل ، چه حسی دارید؟

Patient: Pretty well. No complaints, really
خیلی خوبم از هیچی شکایت ندارم

Doctor: Could you roll up your left sleeve? I’d like to take your blood pressure
می تونید آستین چپ خودتون را بالا بزنید؟ می خوام فشارخون شما را بگیرم

Patient: Certainly
البته

Doctor: 120 over 80. That’s fine. You don’t seem to be overweight, that’s good?Do you exercise regularly
۱۲۰ روی ۸۰. عالیه. به نظر نمی رسد اضافه وزن داشته باشید. خیلی خوبه. به صورت منظم ورزش می کنید؟

Patient: No, not really. If I run up a flight of stairs, it takes me a while to get my breath back. I need to get out more.
در کل نه. اگر چند تا پله بالا برم باید کمی نفس نفس بزنم تا نفسم برگرده. باید کمی بیشتر برم بیرون

?Doctor: That would be a good idea. How about your diet
فکر خوبیه. رژیم غذایی شما چطور؟

Patient: I think I eat a pretty balanced diet. You know, I’ll have a hamburger from time to time, but generally, I have well-balanced meals
رژیم متعادلی دارم هر از گاهی همبرگر می خورم ولی در کل تو وعده هام یک تعادل کلی دارم

Doctor: OK. Everything looks ship shape. I’m going to order some blood work and that’s about it. Take this slip to the front desk and they’ll arrange an appointment for the tests.
خوب ، همه چیز عالی به نظر می رسد من یک آزمایش خون هم مینویسم. این نسخه را به میز پذیرش ببرید و آن ها برای شما یک وقت تعیین می کنند

Patient: Thank you, doctor. Have a nice day
ممنون آقای دکتر روز خوبی داشته باشید

مهمترین لغت های پرستاری و خدمات درمانی به انگلیسی

Accelerated – (adjective) = تصاعدی – تسریع شده

Accredited – (adjective) = مجاز – معتبر

Acute – (adjective) = حاد – بحرانی – وخیم

Adequate – (adjective) = رضایتبخش – کافی – قابل قبول

Administer – (verb) = تجویز کردن – تزریق کردن دارو

Administered – (adjective) = تجویز شده

Administration – (noun) = تجویز

Advance – (noun / verb) = پیشرفت – پیشرفت کردن

Advice – (noun) = توصیه

Aide – (noun) = دستیار

Ambulatory – (noun) = عمل سرپایی

Anatomy – (noun) = آناتومی – ساختمان بدن

Anesthesia – (noun) = بیهوشی – هوش‌بری

Anesthetist – (noun) = متخصص بیهوشی

Assist – (verb) = دستیاری کردن – کمک کردن

Assistance – (noun) = کمک – دستیاری

Assistant – (noun) = دستیار

Bathing – (adjective) = شستشو

Blood – (noun) = خون

Board – (noun) = تخصص

Bsn- (acronym) = شبکه حسگر بدن

Cancer – (noun) = سرطان

Care – (noun / verb) = مراقبت – مراقبت کردن

Care for – (verb) = مراقبت کردن از – توجه کردن به

Center – (noun) = مرکز

Certified – (adjective) = رسمی – دارای مجوز

Clinical – (adjective) = بالینی – درمانگاهی – بستری

Clinic – (noun) = درمانگاه

Communication – (noun) = ارتباط

Condition – (noun) = وضعیت

Consulting – (noun) = مشورت

Continuing – (adjective) = ممتد – مداوم

Council – (noun) = شورا

Credentialing – (noun) = اعتبارسنجی

Critical – (adjective) = بحرانی – حیاتی – حاد – وخیم

Demand – (noun / verb) = تقاضا – تقاضا کردن

Determine – (verb) = تعیین کردن – مشخص کردن

Diabetes – (noun) = دیابت – مرض قند

Diagnoses – (noun) = تشخیص‌ها

Diagnostic – (adjective) = تشخیصی

Difficulty – (noun) = دشواری – سختی

Diploma – (noun) = مدرک – دیپلم – مجوز

Disability – (noun) = ناتوانی

Disease – (noun) = بیماری

Disorder – (noun) = بیماری – مرض – نابمسانی – اختلال

District – (noun) = بخش

Dressing – (adjective) = پانسمان

Duty – (noun) = وظیفه

Educational – (noun) = آموزشی

Elderly – (adverb) = سالمندان

Eligibility – (noun) = مشمولیت

Emergency – (noun) = اورژانس

Emotional – (adjective) = احساسی – عاطفی

Entry – (noun) = ورودی

Environment – (noun) = محیط – محیط زیست

Exam – (noun) = آزمایش – معاینه

Examination – (noun) = آزمایش – معاینه

Facilities – (noun) = تسهیلات – امکانات

Facility – (noun) = اتاق ویژه

Follow – (verb) = پیگیری کردن

Formally – (adverb) = به طور رسمی

Geriatrics – (noun) = پیرپزشکی – بیماری‌های پیرها

Gerontology – (noun) = پیری‌شناسی – کهولت شناسی – دانش بیماری پیرها

Health – (noun) = سلامتی

Hold – (verb) = نگه داشتن

Hospital – (noun) = بیمارستان

Illness – (noun) = بیماری

Increase – (noun / verb) = افزایش – بالا رفتن – افزایش یافتن

Infectious – (adjective) = مسری – عفونی

Injection – (noun) = تزریق

Injury – (noun) = زخم – جراحت

Internal – (adjective) = درونی – داخلی

Junior – (noun) = بخش کودکان

Laboratory – (noun) = آزمایشگاه

License – (noun) = مجوز – مدرک

Licensed – (adjective) = مجاز – دارای پروانه – معتبر – رسمی

Licensure – (noun) = پروانه پزشکی

LPN- (acronym) = (Licensed Practical Nurse) – پرستار دارای پروانه پرستاری

Manage – (verb) = مدیریت کردن – هدایت کردن

Medical – (adjective) = پزشکی

Medication – (noun) = دارو

Medicine – (noun) = دارو

Member – (noun) = عضو

Mental – (adjective) = مغزی

Midwife – (noun) = ماما

Monitor – (noun / verb) = تنظیم کردن – کنترل کردن

Monitoring – (adjective) = دستگاه یا اقدمات کنترلی

Msn- (acronym) = (Master of Science in Nursing) = فوق لیسانس پرستاری

Nature – (noun) = طبیعت

NCLEX- (acronym) = (National Council Licensure Examination) = نوعی آزمون پرستاری در امریکا و کانادا

Neonatology – (noun) = نوزاد شناسی ( نوعی علم پزشکی)

Nurse – (noun) = پرستار

Nursing – (noun) = پرستاری

Nutrition – (noun) = تغذیه

Obtain – (verb) = کسب کردن – بدست آوردن

Offer – (noun / verb) = پیشنهاد – ارائه – پیشنهاد یا ارائه دادن

Office – (noun) = مطب

Oncology – (noun) = تومور شناسی – غده شناسی

Order – (noun / verb) = درمان – ارجاع – درمان کردن – ارجاع دادن

Outpatient – (noun) = بیمار سرپایی (در بیمارستان)

Pass – (verb) = پروانه – مجوز

Patient – (noun) = بیمار – مریض

Pediatrics – (noun) = طب اطفال – پزشکی کودکان – امراض کودکان

Pharmacology – (noun) = داروشناسی

Physical – (adjective) = فیزیکی – طبی

Physician – (noun) = پزشک – دکتر

Physiology – (noun) = فیزیولوژی – تن کرد شناسی

Plan – (noun / verb) = برنامه – برنامه ریزی کردن

Postoperative – (adjective) = اقدامات یا دوران پس از عمل جراحی

Practical – (adjective) = تجربی – عملی – کاربردی

Practice – (noun) = مطب

Practitioner – (noun) = طبیب – پزشک عمومی

Prenatal – (adjective) = اقدامات یا دوران پیش از زایمان

Prepare – (verb) = تدارک دیدن – فراهم کردن

Prescribe – (verb) = نسخه نوشتن – دارو تجویز کردن

Preventive – (adjective) = پیشگیرانه – بازدارنده

Primary – (adjective) = مقدماتی – اولیه

Procedure – (noun) = رویه – روند – روش

Program – (noun / verb) = دستور کار – برنامه – برنامه نوشتن

Prospect – (noun) = چشم انداز – دورنما

Provide – (verb) = تامین کردن – تدارک دیدن – آماده کردن

Provider – (noun) = تامین کننده

Psychiatric – (adjective) = وابسته به روانپزشکی

Public – (noun) = عمومی – همگانی – دولتی

Qualified – (adjective) = واجد شرایط – معتبر

Radiation – (noun) = تشعشع

Rapid – (adjective) = سریع – تند

Record – (noun / verb) = سابقه – بایگانی – بایگانی کردن

Registered – (adjective) = ثبت شده – قانونی – رسمی – حرفه ای

Rehabilitation – (noun) = توانبخشی

Remain – (verb) = باقی ماندن – به جا ماندن

Report – (noun / verb) = گزارش – گزارش دادن

Residential – (adjective) = قابل سکونت – قابل اقامت – مسکونی

Response – (noun) = واکنش – پاسخ

Rn- (acronym) = (Registered Nurse) = پرستار رسمی – قانونی

Rns- (acronym) = (Registered Nurse Specialist) = پرستار متخصص قانونی – رسمی

Section – (noun) = بخش

Serve – (verb) = خدمات دهی – خدمت کردن – ارائه خدمت

Services – (noun) = خدمات

Skin – (noun) = پوست

Specialist – (noun) = متخصص

Specialize – (verb) = متخصص بودن – متخصص شدن

Specialty – (noun) = رشته‌ی تخصصی

Staff – (noun) = کادر – خدمه

Supervise – (verb) = نظارت کردن

Supervision – (noun) = نظارت

Surgeon – (noun) = جراح

Surgery – (noun) = جراحی

Surgical – (adjective) = مربوط به جراحی – کادر جراحی

Team – (noun) = تیم

Test – (noun / verb) = آزمایش – آزمایش کردن – آزمایش گرفتن – آزمایش دادن

Therapeutic – (adjective) = بهداشتی – درمانی – وابسته و مربوط به درمان

Therapy – (noun) = درمان

Training – (noun) = آموزش

Treat – (verb) = درمان کردن

Treatment – (noun) = درمان

Unit – (noun) = واحد – بخش

جمع بندی و نتیجه گیری

از تمام این لغت‌ها در هنگام صحبت کردن و نوشتن استفاده کنید. برای اینکه اینکار براتون راحت‌تر بشه، هر روز چند دقیقه وقت بزارید و در مورد یک موضوع ۵ خط بنویسید یا ۱ دقیقه صحبت کنید( اگر پارتنر داشته باشید این کار بسیار برای شما دلپذیر تر است و اگر هم پاتنر ندارید اصلا ناراحت نباشید مقابل آینه بایستید و با خوتان مکالمه کنید و یا اینکه صدای خودتان را ضبط کنید و بعد به آن گوش دهید به راحتی متوجه ایراد های مکالمه خودتان میشوید) و خودتون رو موظف کنید که هر بار حداقل از سه لغت که در این پست یاد گرفتید استفاده کنید.

برای اینکه به تسلط خیلی حرفه‌ای‌تر روی لغت‌های خدمات درمانی به انگلیسی برسید، می‌تونید از دیکشنری‌های thesaurus استفاده کنید و لغات مشابه و متضاد این لیست رو هم یاد بگیرید.

بخشی از لغات خدمات درمانی به انگلیسی مربوط تجهیزات پزشکی هستند که استفاده از سرویس جستجوی عکس گوگل می‌تونه بهتون کمک کنه تا با دیدن تصاویر اون تجهیزات، ماندگاری اون لغت رو در ذهنتون طولانی‌تر کنید.

۵/۵ - (۱ امتیاز)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا