آموزش گرامر

کاربرد get در گرامر انگلیسی به زبان ساده و با مثال

در زبان انگلیسی فعل‌های پرکاربرد زیادی وجود دارند که معنی متعددی دارند. یکی از مهم‌ترین آن‌ها فعل get است که مانند بیشتر این فعل‌ها اغلب در مکالمه و متون غیررسمی استفاده می‌شود. در این آموزش قصد داریم گرامر get را بررسی کنیم، معنی‌های مختلف آن را یاد بگیریم و روش استفاده از آن‌ها را با مثال یاد بگیریم. همچنین گرامر این فعل را در جمله‌های مجهول نیز توضیح خواهیم داد.

«get» یکی از افعال بی‌قاعده زبان انگلیسی است. افعال بی‌قاعده فعل‌هایی هستند که قسمت دوم و سوم آن‌ها طبق قاعده اصلی زبان انگلیسی، با اضافه شدن «ed-» ساخته نمی‌شود. قسمت‌های دوم و سوم این فعل «got» و «got» هستند. در انگلیسی آمریکایی به جای قسمت سوم از «gotten» هم استفاده می‌شود.

فعل get پرکاربردترین فعل در زبان انگلیسی است. شاید شما فکر کنید که همه چیز را می‌تواند با این فعل بیان کرد. بعضی زبان‌آموزان فکر می‌کنندکه کافیست فعل get را قبل هر اسمی بیاورید و ترکیبی جدید با معنای دلخواه حاصل شود. اما اینطور نیست.

از طرفی بعضی زبان‌آموزان معتقدند که تعداد معانی فعل get به قدری متنوع و گسترده است که یادگیری آن می‌تواند زمان خیلی زیادی ببرد. باید به هر دو گروه زبان‌آموز گفت که فعل get چند حالت اصلی دارد. تمام معانی به ظاهر خیلی متنوع فعل get ذیل یکی از این حالت‌ها جای دارد. کافیست چند قاعده ساده را یاد بگیریم. بیایید با هم شروع کنیم.

اگر get به همراه مفعول مستقیم باشد یعنی به دست آوردن، خریدن و …
مثلاً من پاسپورتم را گرفتم. به مثال‌های انگلیسی زیر توجه کنید:

She got a new coat from Zappaloni in Rome. (to buy)

کاربردهای اصلی فعل TO GET
گرفتن یک فعل بسیار پرکاربرد در انگلیسی است و کاربردها و معانی مختلفی دارد:

معانی اصلی TO GET:

• to obtain, to receive, to become, to find
• به دست آوردن، دریافت کردن، تبدیل شدن، یافتن

Did you get my email? Did you receive my email
ایمیل من را دریافت کردید؟ ایمیل من را دریافت کردید؟

Where did you get this information? Where did you obtain or find this information
این اطلاعات را از کجا آورده اید؟ این اطلاعات را از کجا به دست آورده اید یا پیدا کرده اید؟

I got a raise. I received or was given a pay rise.
من افزایش حقوق گرفتم افزایش حقوق دریافت کردم یا به من پرداخت شد.

• to go, to arrive (expresses movement and travel):
• رفتن، رسیدن (حرکت و سفر را بیان می کند):

How can I get there? How can I travel or go to that place
چطور می توانم به آنجا برسم؟ چگونه می توانم به آن مکان سفر کنم یا بروم؟

to get on (the bus) to enter (the bus)
سوار شدن (اتوبوس) برای ورود (اتوبوس)

to get in (the car) to enter (the car)
سوار شدن (ماشین) وارد شدن (ماشین)

They got permission to live in Switzerland. (to obtain)
آنها اجازه زندگی در سوئیس را گرفتند. (بدست آوردن)

to get away to escape, to flee
برای فرار کردن، فرار کردن

• در شکل انعکاسی، ایده عبور از یک حالت به حالت دیگر یا تکامل را بیان می کند:
The kids are getting tired. The kids are becoming tired.
بچه ها خسته می شوند. بچه ها خسته می شوند.

Kevin got drunk last night. Kevin drank a lot of alcohol last night
کوین دیشب مست شد. کوین دیشب مقدار زیادی الکل نوشید.

Get ready! Prepare yourself!
آماده شدن! خودت را آماده کن!

It’s getting late. It’s becoming or starting to be late.
داره دیر میشه. داره دیر میشه یا داره دیر میشه

I got my passport last week. (to obtain)
من هفته پیش پاسپورتم گرفتم. (بدست آوردن)

She got her driving license last week. (to obtain)
او هفته گذشته گواهینامه رانندگی خود را گرفت. (بدست آوردن)

• در passive voice، برای تأکید بر ایده تلاش‌هایی که انجام می‌شود، غالباً به‌جای « to be » از گرفتن استفاده می‌شود:

پرکاربردترین فعل های ساختار مجهول get

جمله پایین لیستی از پرکاربردترین فعل هایی است که شکل سوم آن ها با get یک ساختار مجهول تشکیل می دهند.

Get invited (to)
دعوت شدن (به)
Get dressed (in)
لباس بپوش (در)
Get accepted (for, into)
پذیرفته شدن (برای، در)
Get involved (in, with)
درگیر شدن (در، با)
Get drunk (on)
مست شدن (با)
Get accustomed to
عادت کن
Get killed (by, with)
کشته شدن (توسط، با)
Get elected (to)
انتخاب شدن (به)
Get acquainted (with)
آشنا شدن با)
Get lost (in)
گم شدن (در)
Get engaged (to)
نامزد شدن (به)
Get arrested (for)
دستگیر شدن (به خاطر)
Get (married to)
ازدواج کردن با
Get excited (about)
هیجان زده شوید (در مورد)
Get bored (with)
خسته شدن (با)
Get (prepared for)
دریافت (آماده شدن برای)
Get finished (with)
تمام شدن / کردن (با)
Get confused (about)
گیج شدن (در مورد)
Get scared (of)
بترسید (از)
Get fixed (by)
رفع مشکل (توسط)
Get crowded (with)
شلوغ شدن (با)
Get sunburned
آفتاب سوخته شدن
Get hurt (by)
صدمه دیدن(توسط)
Get divorced (from)
طلاق گرفتن (از)
Get worried (about)
نگران شدن (در مورد)
Get interested (in)
علاقه مند شدن (به)
Get done (with)
انجام دادن (با)

کاربردهای ساختار مجهول get

مجهول get تاکید بیشتری روی فعالیت و فردی که درگیر آن شده قرار می دهد. البته باید در نظر گرفت که این ساختار تا حدی غیررسمی و محاوره ای به حساب می آید.

نکته؛ اگر در جمله های مجهول get از ضمیرهای انعکاسی استفاده کنیم بیانگر آن است که فرد درگیر شده در فعالیت تا حدی مسئول شرایط به وجود آمده است.

I got myself locked in the bathroom. I didn’t have my phone with me so I had to yell for help. It was very embarrassing.
خودمو تو حموم حبس کردم من تلفنم را همراه نداشتم، بنابراین مجبور شدم برای کمک فریاد بزنم. خیلی خجالت آور بود.

نکته؛ همچین شکل مجهول get مکررا برای صحبت از موقعیت های ناخوشایند و منفی مورد استفاده قرار می گیرد.

My bicycle got stolen yesterday
دیروز دوچرخه ام دزدیده شد.

to get invited /to be invited
دعوت شدن به دعوت شدن

to get hired to be hired
استخدام شدن برای استخدام شدن

to get killed to be killed
کشته شدن برای کشته شدن

• انجام کاری:
• to have something done

 

Icarus got his hair cut. Icarus had his hair cut (by a barber).
ایکاروس موهایش را کوتاه کرد. ایکاروس موهایش را کوتاه کرد (توسط یک آرایشگر).

• to give, to serve
• دادن، خدمت کردن

Can I get you a drink? Can I serve you a drink?
آیا می توانم برای شما نوشیدنی بیاورم؟ آیا می توانم برای شما نوشیدنی سرو کنم؟

• to bring, to take
• آوردن، گرفتن

I’ll get you there on time. I’ll take you there on time.
من شما را به موقع می رسانم. سر وقت میبرمت اونجا

• to understand
• فهمیدن

I didn’t get what you just said. I didn’t understand what you just said.
متوجه نشدم چی گفتی من نفهمیدم چی گفتی

• to catch
• گرفتن

Get him! Catch him! Stop him!
او را بگیر! او را بگیر! متوقفش کن

to receive
دریافت

I got a letter from my friend in Nigeria. (to receive)
نامه ای از دوستم در نیجریه گرفتم.

He gets $1,000 a year from his father. (to receive)
او سالی ۱۰۰۰ دلار از پدرش می گیرد.

to buy
خریدن

She got a new coat from Zappaloni in Rome. (to buy)
او یک کت جدید از زاپالونی در رم گرفت.

• به دنبال یک مصدر، برای گرفتن، ایده یک عمل در حال انجام در نهایت را بیان می کند:
Susie and Philip will eventually get to be friends. Susie and Philip will eventually have the chance to be friends.
سوزی و فیلیپ در نهایت با هم دوست خواهند شد. سوزی و فیلیپ در نهایت این شانس را خواهند داشت که با هم دوست شوند.

• و بسیاری از معانی دیگر، به ویژه هنگامی که با حرف اضافه همراه شود:

to get up to arise, to stand
برخاستن برخاستن، ایستادن

to get along to have a good relationship
کنار آمدن برای داشتن یک رابطه خوب

to get back to return, to go back, to arrive home
بازگشت به بازگشت، بازگشت، رسیدن به خانه

to get together to unite, to link, to meet
دور هم جمع شدن برای متحد شدن، پیوند دادن، ملاقات کردن

to get down to to start working on
پایین آمدن برای شروع کار

اگر get به همراه اسم مکان باشد یعنی رسیدن به جایی

مثلاً من رسیدم خونه. به مثال‌های انگلیسی زیر توجه کنید:

How are you getting home tonight
امشب چطوری به خونه میرسی؟

We got to London around 6 p.m
حدود ساعت ۶ عصر به لندن رسیدیم.

What time will we get there
ساعت چند به آنجا خواهیم رسید؟

اگر get به همراه صفت باشد برای تغییر یک موقعیت استفاده می‌شود

مثلاً من عصبانی شدم (تغییر از حالت آرامش به حالت عصبانی). به مثال‌های انگلیسی زیر توجه کنید:

I am getting old
دارم پیر می شوم.

It’s getting hotter
داره گرمتر میشه
By the time they reached the house they were getting hungry
وقتی به خانه رسیدند گرسنه شدند.

I’m getting tired of all this nonsense
من از این همه مزخرف خسته شدم

My mother’s getting old and needs looking after
مادرم پیر شده و نیاز به مراقبت دارد.

It gets dark very early in the winter
در زمستان خیلی زود تاریک می شود.

get + adjective = become

وقتی get قبل از یک adjective یا صفت می‌آید، یک صفت تبدیل به صفتی دیگر می‌شود. برای مثال به عکس زیر نگاه کنید:

پس you get hungry، یعنی گرسنه شدن. یعنی از وضعیتی (گرسنه نبودن) به وضعیتی دیگر (گرسنه بودن) می‌روید:

If you don’t eat, you get hungry
اگر غذا نخورید گرسنه می شوید.

در جملات زیر هم چنین تغییر وضعیتی را می‌بینیم که به کمک get + Adjective بیان شده است:

Drink your coffee. It’s getting cold.
قهوه ات را بنوش هوا داره سرد میشه

I’m sorry your mother is sick. I hope she gets better soon.
متاسفم که مادرت مریض است. امیدوارم او هرچه زودتر بهتر شود

It was raining very hard. We didn’t have an umbrella, so we got very wet.
باران بسیار شدیدی می بارید. ما چتر نداشتیم، بنابراین خیلی خیس شدیم

Nicole and David are getting married soon.
نیکول و دیوید به زودی ازدواج می کنند

I got up and got dressed quickly.
بلند شدم و سریع لباس پوشیدم

We didn’t have a map, so we got lost.
ما نقشه نداشتیم، بنابراین گم شدیم

get in / out / on / off

چهار حرف اضافه in و out و on و off هم بعد از get آورده می‌شوند و هر کدام معنی مشخصی دارند.

get in
Kate got in the car and drove away
کیت سوار ماشین شد و رفت.

به جای in، می‌توانیم into را هم بیاوریم.

get out
A car stopped and a man got out
ماشینی ایستاد و مردی پیاده شد.

برای سوار ماشین شدن . پیاده شدن از آن، از get in و get out استفاده می‌کنیم اما برای وسایل نقلیه بزرگتر مانند اتوبوس get on و get off مناسبتر هستند:

We got on the bus outside the hotel and got off at Church Street
خارج از هتل سوار اتوبوس شدیم و در خیابان Church پیاده شدیم.

جمع بندی و نتیجه گیری

شما چه کاربردهای دیگری برای Get می‌شناسید؟ نظرات خود را همین پایین بنویسید!

بهتر است صرف فعل get را نیز در ذهن داشته باشید. گذشته get، فعل got می باشد. و قسمت سوم فعل get، فعل gotten می باشد.

۵/۵ - (۱ امتیاز)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا