آموزش گرامر

تفاوت های گرامری very، so و too در زبان انگلیسی + مثال

Very, too, and so همه را می توان قبل از صفت یا قید استفاده کرد تا معنای آنها قوی تر شود. آنها کلمات مشابهی هستند. با این حال، خیلی، بیش از حد، و بنابراین، خود معنای مشابهی ندارند. نحوه استفاده از آنها معنای کلی جمله را تا حد زیادی تغییر می دهد. بیایید با چند مثال تفاوت بین این کلمات را بررسی کنیم.

به این دو جمله نگاه کنید:

The coffee is very hot, but I can drink it
قهوه بسیار داغ است، اما من می توانم آن را بنوشم.

The coffee is too hot. I can’t drink it
قهوه خیلی داغ است. من نمی توانم آن را بنوشم.

هر دو جمله صفت hot است بنابراین می گوییم
very hot (خیلی گرم) و too hot(خیلی داغ).
تفاوت معنا در چیست؟

Very hot یعنی گرم است اما نوشیدن آن امکان پذیر است.
Too hot به این معنی است که نوشیدن آن ممکن نیست، احتمالاً به این دلیل که خودم را می سوزانم

Very برای تأکید بر یک صفت یا یک قید استفاده می شود. اغلب معنای مثبتی دارد.

very نوعی قید به معنای “خیلی” است که برای افزودن تاکید بیشتر بر روی یک ویژگی یا کیفیت خاص استفاده می شود. به طور کلی می توان very را در دو ساختار گرامری مشاهده کرد:

very + adjective OR adverb = very + صفت یا قید

 

The book is very interesting
کتاب بسیار جالبی است.

She can type very quickly.
او می تواند خیلی سریع تایپ کند.

They are very kind to the students.
آنها با دانش آموزان بسیار مهربان هستند.

Don’t touch the pan. It’s very hot
به تابه دست نزنید خیلی گرمه

اما می توان از آن برای بیان نظرات یا برداشت های مثبت یا منفی (احساسات در مورد چیزی) استفاده کرد.

The movie was very scary. (But I loved it. You should see it also!)
فیلم خیلی ترسناک بود. (اما من آن را دوست داشتم. شما هم باید ببینید!)

It’s very cold today
امروز خیلی سرده

After a large family dinner, everyone felt very full
بعد از یک شام خانوادگی بزرگ، همه احساس سیری کردند.

The TV is very expensive/inexpensive/cheap
تلویزیون بسیار گران/ارزان/ارزان است.

Very + noun = very + اسم

This is a very delicious coffee
این یک قهوه بسیار خوشمزه است.

NOT This is too delicious coffee.
NOT This is so delicious coffee.

Not very + adjective or adverb
می توان به جای صفت ها یا قیدهای منفی استفاده کرد تا یک جمله ملایم تر و کمتر انتقادی ایجاد کند.

That dog is not very friendly. OR The dog is unfriendly/mean
اون سگ خیلی صمیمی نیست یا سگ غیر دوستانه/بد است.

He wasn’t very interested in my idea. OR He was bored/not interested
او خیلی به ایده من علاقه مند نبود. یا حوصله اش سر رفته بود/علاقه نداشت.

Very means a high degree or a very large amount.
خیلی به معنای درجه بالا یا مقدار بسیار زیاد است.

Too normally has a negative meaning.
خیلی معمولی معنای منفی دارد.

بیایید به مثال دیگری نگاه کنیم:

The fridge is very heavy, but Mike can lift it.
.یخچال بسیار سنگین است، اما مایک می تواند آن را بلند کند.

در اینجا می گوییم که برای مایک سخت است اما هنوز هم ممکن است آن را بلند کند.

The fridge is too heavy. Steve can’t lift it.
یخچال خیلی سنگینه استیو نمی تواند آن را بلند کند.
در اینجا ما می گوییم که بلند کردن آن برای استیو امکان پذیر نیست، این غیرممکن است زیرا برای او خیلی سنگین است. او باید اسفناج بیشتری بخورد.

می بینید که در این جمله TOO دوباره معنای منفی دارد.

یک مثال دیگر:
It was very cold, but we played football anyway.
هوا خیلی سرد بود اما به هر حال ما فوتبال بازی می کردیم.

Yes, it was difficult but still possible. My legs were frozen but we still had a good time.
بله، سخت بود اما هنوز هم ممکن بود. پاهایم یخ زده بود اما هنوز به ما خوش گذشت.

هوا خیلی سرد بود برای فوتبال بازی کردن، بنابراین ما در خانه ماندیم.
باز هم TOO معنای منفی دارد. خیلی سرد به این معنی است که هوا بیش از حد سرد بود بنابراین امکان بازی کردن فوتبال وجود نداشت.

توجه: ما نمی گوییم it was very much cold… or too much cold

اینها در انگلیسی صحیح نیستند.

Very + Adverb
بعد از VERY می توانیم از یک قید استفاده کنیم. قبل از اینها یک فعل وجود دارد بنابراین ساختار آن به این صورت است:

Very + Adverb

جملات مثال :
She ran very quickly and won the race. She didn’t just run quickly… she ran VERY quickly
او خیلی سریع دوید و در مسابقه پیروز شد. او نه فقط سریع می دوید، بلکه خیلی سریع می دوید.

We played very badly and lost
خیلی بد بازی کردیم و شکست خوردیم.
نکته: بهتر است به جای قید از very + adverb استفاده کنید.

We played terribly and lost
خیلی بد بازی کردیم و شکست خوردیم.

Too + Adverb

Too نیز یک صفت یا قید را قوی می کند. با این حال، تقریباً همیشه برای تأکید بر احساس منفی در مورد چیزی استفاده می شود. برای مثال می تواند نشان دهد که چیزی مشکل ساز، غیر ضروری یا بیش از حد است.

The movie was too scary. (I couldn’t watch the whole thing. Children should not see it.)
فیلم خیلی ترسناک بود (من نتوانستم همه چیز را تماشا کنم. بچه ها نباید آن را ببینند.)

After a large family dinner, everyone felt too full. (They all had stomach aches.)
بعد از یک شام خانوادگی بزرگ، همه احساس سیری کردند. (همه آنها معده درد داشتند.)

It’s too cold today. (I don’t want to be outside.)
امروز خیلی سرده (من نمی خواهم بیرون باشم.)

The T.V. is too expensive. (We can’t afford it.)
تلویزیون خیلی گران است. (ما نمی توانیم آن را بپردازیم.)

The T.V. is too cheap. (It’s probably of poor quality.)
تلویزیون بسیار ارزان است. (احتمالاً کیفیت پایینی دارد.)

این می تواند به پیامدهای منفی دلالت کند که ممکن است مستقیماً گفته نشود.

The test was too difficult. (I failed it.)
امتحان خیلی سخت بود (من پاس نکردم.)

They are too kind to the students. (It’s not good for the students.)
آنها بیش از حد با دانش آموزان مهربان هستند. (این برای دانش آموزان خوب نیست.)

Too با صفت های مثبت به جز برای طنز، کنایه یا سوء ظن استفاده نمی شود.

The book was too interesting. (I couldn’t stop reading it!)
کتاب خیلی جالب بود (نتونستم از خوندنش دست بردارم!)

My bed is too comfortable. (I will feel bad if I get out.)
تختم خیلی راحته (اگر بیرون بیایم احساس بدی خواهم داشت.)

The man is too happy. (Maybe there is some problem with him.)
مرد خیلی خوشحال است. (شاید مشکلی با او وجود داشته باشد.)

بعد از too + یک صفت یا قید می توانید از مصدر استفاده کنید.

My exam result is too good to be true
نتیجه امتحان من برای واقعی بودن خیلی خوب است.

You’re too young to drive a car
شما برای رانندگی ماشین خیلی جوان هستید.

It’s not too late to sign up
برای ثبت نام دیر نیست

It’s too early to get out of bed
برای بلند شدن از رختخواب خیلی زود است.

 

So + Adjective or Adverb

می تواند بر احساسات مثبت یا منفی تأکید کند. هنگام استفاده از آن می توان برای نشان دادن رابطه علت و معلولی استفاده کرد.

حالا بهتر است با پرداختن به so سعی کنیم مرز تمایز very، so و too را به خوبی مشخص کنیم.

دقیقا مانند very کلمه so نیز می تواند برای نشان دادن مفهوم های مثبت و منفی در جمله ظاهر شود. با این حال دو تفاوت اساسی میان very و so وجود دارد:

اول، به هیچ عنوان نمی توان بعد از so از اسم استفاده کرد. بنابراین تنها ساختاری که so قابلیت ظاهر شدن در آن را دارد بدین صورت است:

Your idea is so interesting
ایده شما خیلی جالب است

The traffic is so bad right now
ترافیک الان خیلی بد است

The TV is so expensive/inexpensive/cheap
تلویزیون بسیار گران/ارزان/ارزان است.

He felt so nervous about his interview (that he forgot his wallet at home)
او به قدری از مصاحبه خود عصبی بود (که کیف پول خود را در خانه فراموش کرد).

It’s so cold today (that I can see my breath)
امروز آنقدر سرد است (که می توانم نفسم را ببینم).

همان طور که می بینید هیچ کدام از صفت هایی که بعد از so قرار گرفته اند با یک اسم دنبال نشده اند. بر همین مبنا شما هرگز نمی بینید که قبل از so از حرف تعریف a استفاده شده باشد. فقط به این دلیل که در ساختارهای دارای اسم حضور پیدا نمی کند.

دوم، so می تواند برای نوشتن جمله های علت و معلولی انگلیسی به شما کمک کند. در این ساختارها ممکن است that به کمک so بیاید یا اینکه کل بار ایجاد این ساختار بر دوش خود so باشد:

The food was so delicious that I asked her for the recipe

The food was so delicious, I asked her for the recipe

Verb + Too + Adverb

کلمه too از این نظر که در ساختارهای دارای اسم ظاهر نمی شود به so شباهت دارد. با این وجود از نظر معنایی کمی از so و very فاصله می گیرد. قید too بر این امر تاکید می کند که بیش از اندازه از کیفیت یا ویژگی در وجود کسی یا چیزی وجود دارد. این مفهوم بیشتر از مقدار مورد نیاز بودن چیزی ممکن است مفهومی مثبت یا منفی را انتقال دهد.

He drove too quickly and had an accident
خیلی سریع رانندگی کرد و تصادف کرد.

I arrived too early and nobody was there
من خیلی زود رسیدم و کسی آنجا نبود.

He speaks too quietly. I can’t hear what he says
او خیلی آرام صحبت می کند. من نمی توانم بشنوم او چه می گوید.

می توانید دوباره ببینید که TOO معمولاً معنی یا نتیجه منفی دارد.

He drove too quickly he had an accident
او خیلی سریع رانندگی کرد … و نتیجه منفی این … تصادف کرد.

I arrived too early I had nobody to talk to
من خیلی زود رسیدم… و نتیجه منفی این… کسی را نداشتم که با او صحبت کنم.

جمع بندی و نتیجه گیری

شما در این بخش با تفاوتهای بسیار مهمی در  very ـ too ـ so گرامر انگلیسی آشنا شدید و به راحتی میتوانید فرق آنها را درجملات درک کنید و به جای یکدیگر استفاده کنید.

اگر این مطلب برای شما مفید بوده حتما نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

امتیاز دهید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا